چرا راهبرد و سیاست نیروی دریایی سپاه استفاده از شناورهای کوچک و تندرو است؟ آیا با این شناورها می توان با ناوهای هواپیمابر غول پیکر نبرد کرد؟ اگر درگیری خلیج فارس رخ دهد برتری که ما از آن سخن می گوییم تاکتیکی است یا تکنیکی؟ آیا نیروی دریایی پاشنه آشیل آمریکایی هاست؟ اگر آمریکایی ها به سمت "جنگال" بروند و رادارها را از کار بیندازند، آیا بازهم امکان مقابله داریم؟ و این که در صورت بروز جنگ احتمالی چند روزه می توانیم نیروهای آمریکایی را در خلیج فارس از بین ببریم؟ این ها بخشی از سوالاتی است که ما در یک مصاحبه چالشی و خواندنی با سردار فهیمی، معاون عملیات نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطرح کرده ایم. کسی که برخی به او "مغز متفکر" می گویند. البته پاسخ های سردار به این سوالات جذاب تر و خواندنی تر است. او به پشتوانه اعتقاداتش و نیز تجهیزات و تاکتیک هایی که در اختیار دارد، به راحتی برای آمریکایی ها در خلیج فارس خط و نشان می کشد.
این مصاحبه را این جا هم می توانید بخوانید
سردار! اجازه بدهید در ابتدای این مصاحبه یکی از سوالاتی را که همیشه در ذهنم داشته ام مطرح کنم. این که چرا راهبرد نیروی دریایی سپاه استفاده از شناورهای کوچک و تندرو است؟
اصولا نیروی دریایی یعنی نیرویی که مبتنی بر شناور است. درست است که در نیروی دریایی هواپیما، بالگرد و یگان ویژه و ... هم وجود دارد اما به طور کلی آن چه در نیروی دریایی اهمیت دارد، شناورهاست. نیرویی را می توان نیروی دریایی نامید که سوار بر موج های دریا بتواند عملیات پیچیده را انجام دهد. شناورهای ما سه ویژگی مهم دارد:1- سرعت عمل در دریا که باید بالا باشد. سرعت 30 نات (هر نات برابر با 1830متر است) را ما اصلا به حساب نمی آوریم. از نظر ما سرعت یعنی 50، 60 و یا 70 نات در ساعت. 2- کوچک بودن شناورهای تندرویی که ما در اختیار داریم از دیگر مزیت های تجهیزات ماست. اجازه بدهید از شما یک سوال کنم آیا یک شناور150متری را راحت تر می توان هدف قرار داد یا یک شناور کوچک را؟ به طور حتم شناورهای بزرگ هدف های بهتری هستند. از طرفی شناورهای بزرگ توسط رادار به راحتی کشف می شود اما شناورهای کوچک و تندروی ما را نمی توان به راحتی هدف قرار داد.3- سوم این که علاوه بر سرعت بالا، شناورهای ما مجهز به موشک است. شناورهای تندروی ما در امواج دریا به راحتی پنهان می شود و جنس بدنه آن به نحوی است که امواج برگشتی رادار از آن کمتر است.
آیا غربی ها شناوری دارند که از سرعت هایی بیشتر از این مقادیر برخوردار باشد؟
شناورهای بزرگ آن ها حداکثر 30 نات سرعت دارد که این سرعت برای یک شناور بزرگ مناسب است اما شناورهای تندروی ما به راحتی 50 و 60 نات درساعت حرکت می کنند. آمریکایی ها در ابتدا این مزیت ها و ویژگی ها را چندان جدی نمی گرفتند اما امروز به اهمیت این موضوعات به خوبی پی برده اند. با این حال همه توان ما دربرابر آمریکا فقط همین شناورهای موشک انداز نیست.
از چه مزیت های دیگری برخوردار هستیم؟
ببینید! این منطقه ماست و محیط و جغرافیا به ما تعلق دارد. آمریکایی ها به هر سخت افزار و نرم افزار و تجهیزاتی که مجهزباشند بازهم باید بدانیم که این جا جغرافیای ایران است. آن ها چقدر می توانند به بحرین و دیگر کشورهای منطقه متکی باشند؟بالاخره باید به نیروهای خودشان اتکا کنند. ممکن است عده ای بگویند آمریکایی ها هم می توانند قایق های تندرو مانند ایران بسازند اما ذکر این نکته را ضروری می دانم که آن ها باید 30 سال بدوند تا بتوانند یک پاسدار مانند نیروهای ما در نیروی دریایی پیدا کنند تا بتواند با این قایق های تندرو در دریا عملیات کند. اصولا سوار شدن بر این قایق ها خودش هنر و فرهنگ خاصی دارد. این کار بسیار سخت است اما ما آن را ممکن کرده ایم. حالا شما این کار را به یک آمریکایی که درس های جنگ دریایی را خوانده است بسپارید. فراموش نکنیم که آمریکایی ها در ناوهای خود به صورت جمعی زندگی می کنند و همواره در استراحت به سر برده اند و آن شرایط با یک قایق تندروی 4 نفره که روی موج ها حرکت می کند زمین تا آسمان فرق دارد. شاید بتوانند روزی این کار را بکنند اما همان طور که گفتم 30 سال زمان نیاز دارد. نه این که آموزش این شرایط ناممکن باشد، نه! این که آن سرباز بپذیرد که در چنین شرایطی فعالیت کند موضوع اصلی است و به نظر من باید یک نسل عوض شود تا این اتفاق بیفتد.
اما این موضوع برای نیروهای ما بسیار عادی است. در نیروی دریایی بچه ها با این قایق ها زندگی می کنند. همین نکته یعنی "برتری فرد"، یکی از مزیت های ما دربرابر دشمن است. نکته حائز اهمیت این است که نیروهای ما که برای این قایق ها آموزش می بینند به راحتی می توانند روی ناوها و ناوچه ها هم خدمت کنند. اصولا طراحی ما بر اساس مقابله با تهدیدات آمریکا بوده است و طی سال های گذشته روی نقاط ضعف آمریکایی ها کار کرده ایم و این نقاط ضعف را هم یافته ایم و هم برایش برنامه داریم. اصلا من پیشنهاد می کنم آمریکایی ها خود را بیازمایند و ببینند آیا می توانند با هواپیما یا ناو خود قایق های ما را بزنند یا نه؟ اگر می توانند بزنند!
سردار آیا امکان مقابله با شناورهای ما از طریق هواپیما وجود ندارد؟
نه! ما شک نداریم که نمی توانند این کار را بکنند. من با اطمینان می گویم که اگر یک شناور ما با یک ناو وارد نبرد شود هیچ هواپیمایی نمی تواند آن را مورد اصابت قرار دهد. دلیل این اطمینان هم در نوع کارکرد این شناورها نهفته است یعنی همان ویژگی هایی که گفتم. کوچک بودن و سرعت و قدرت مانور بسیار بالای شناورهای ما از جمله دلایلی است که آن ها موفق به این کار نمی شوند. ممکن است آن ها بتوانند قایق های ما را که اکنون در ساحل متوقف شده اند هدف قرار دهند اما در زمان جنگ این اتفاق محال است چرا که ما تاکتیک های فراوانی برای مقابله و اختفاء داریم.
به نظر می رسد موشک های هوا به سطح که هدف را دنبال می کند بتواند این کار را بکند!
نه! هیچ کاری از پیش نمی برند. 10 هواپیما هم که بر فراز قایق های ما باشند کاری از پیش نمی برند. ممکن است بتوانند ناو بزنند اما نمی توانند قایق های ما را هدف قرار دهند.
سردار! برتری ما درحال حاضر تاکتیکی است یا تکنیکی؟
برتری ما از تاکتیکی آغاز شد اما در ادامه به برتری تکنیکی رسیده ایم. نیروی دریایی سپاه به هرجا که اراده کند می تواند نقل مکان کند. ما متکی به هیچ نقطه ای در ساحل نیستیم و ممکن است یک روز در یک نقطه از ساحل باشیم و روز دیگر در نقطه ای دیگر.
به نظر شما بین ما و آمریکایی ها نبرد رخ خواهد داد؟اگر این چنین شود آیا خلیج فارس تعیین کننده خواهد بود؟
درباره این که جنگی رخ خواهد داد یا نه باید بگویم همواره دعای ما این است که خداوند هرآن چه را برای ما صلاح می داند پیش بیاورد. اما قدرت تعیین کنندگی در دریاست. اصولا نیروهای نظامی آمریکا دریا پایه هستند یعنی اتکایشان به دریا و نیروی دریایی است. شما ببینید آمریکایی ها تلاش می کنند در تمام دنیا حضور یابند بنابراین همه هزینه هایشان بابت نیروی دریایی است. حتی تفنگ دارشان تفنگ دار نیروی دریایی است و به همین صورت هواپیما و ...
آمریکا از طریق دریا به افغانستان حمله کرد. درحال حاضر نیز بسیاری از پروازهایی که به افغانستان و پاکستان انجام می دهد از روی دریاست. حمله آن ها به عراق هم از دریا بود. به همین دلیل است که ما باید تکلیف این کشور را در دریا مشخص کنیم. آیا شما فکر می کنید آن ها می خواهند با نیروی پیاده وارد کشور ما شوند؟
پس به این ترتیب آیا می توان گفت که نیروی دریایی پاشنه آشیل آمریکایی هاست؟
آن ها هیچ راهی به جز دریا ندارند. هرکاری که بخواهند در منطقه انجام دهند باید از راه دریا باشد. حتی اگر بخواهند لشکر وارد کشور کنند بازهم باید از طریق دریا این کار انجام شود.
شما تاکنون چند عملیات دریایی آمریکا را تحلیل کرده اید؟
ما همه جنگ های دریایی آمریکا در منطقه را بررسی و تحلیل کرده ایم. منظور از جنگ دریایی همان پشتیبانی هایی است که از دریا انجام شد برای جنگ های عراق و افغانستان. فراموش نکنیم که نیروهای نظامی آمریکا دریا پایه هستند بنابراین قدرت مانور آن ها در دریا شکل می گیرد. به عنوان مثال ما اطلاع داریم که عراقی ها چند فروند موشک به سمت آمریکایی ها شلیک کرده اند و آمریکایی ها چند موشک را نتوانسته اند منهدم کنند با وجود همه ادعاهایی که درباره دفاع ضد موشکی می کنند. بنابراین ما واقعیت هایی از آمریکایی ها را در اختیار داریم. درحقیقت ما سازمان دریایی آمریکا را تجزیه و تحلیل کرده ایم. البته این فقط یک مثال از داشته های ما بود. به طور کلی ما کاملا می دانیم که در دریای عمان و خلیج فارس چطور باید در برابر آمریکا دفاع کرد، جنگید و آن را شکست داد. از این بابت هیچ نگرانی نداریم. این حرف به آن معنا نیست که جنگ را حت است؛ نه! جنگ اتفاقی بسیار سخت است اما ما می دانیم که به راحتی می توانیم پوزه آمریکایی ها را در منطقه به خاک بمالیم.
این البته استراتژی حضرت امام خمینی (ره) از همان روزهای اول انقلاب اسلامی بود. ایشان خیلی راحت بدون توجه به کشورهایی چون امارات و عربستان و کویت و...، یقه آمریکا را گرفتند. ما هم اگر امروز به این توانمندی ها رسیده ایم به دلیل همان استراتژی و تدبیر امام راحل است و اگر قرار بود دشمن خود را ضعیف و ناچیز فرض کنیم به این توانمندی ها دست نمی یافتیم، اگر به 50 سال اخیر نگاهی کنیم در می یابیم که هیچ ناوی از آمریکا منهدم یا غرق نشده است. در همه جنگ هایی که تاکنون دخالت داشته اند هیچ کس نتوانسته است این اتفاق را رقم بزند! دورانی بود که حتی در خانه های شخصی هم کسی جرات نمی کرد نام آمریکا را برزبان بیاورد اما امروز حتی در کوچک ترین کشورها پرچم این کشور را آتش می زنند و این استراتژی همان استراتژی امام راحل بود.
امروز هم اگر فکری علیه ایران به سر آن ها بزند، به محض این که به جنگ فکر کنند 10 تا 15 ناو آن ها را در خلیج فارس غرق می کنیم. شما همین تعداد تلفات را در نظر بگیرید و فکر کنید چه بلایی بر سر تاریخ آمریکا خواهدآمد. با این کار کوچک، هیمنه ای که از قدرت نظامی آمریکا در جهان وجود دارد شکسته می شود. درست است که آن ها در عرصه تبلیغات خیلی فعال هستند و تجهیزات زیادی دارند اما همین یک اتفاق برای نابودی آن ها کافی است.
سردار برخی می گویند که اگر آمریکا بخواهد با ایران بجنگد از خلیج فارس خارج و در اقیانوس هند مستقر می شود. نظرتان درباره این تحلیل چیست؟
این تحلیل، تحلیلی بی محتواست چرا که اصلا جنگ بر سر خلیج فارس است. اگر برود که باخته است. ما هم به دنبال همین هستیم که به بیرون از منطقه برود. اصلا آمریکا چرا آمده است که بخواهد برود؟
ممکن است از منطقه خارج شود تا برد موشک های ما به آن ها نرسد و بعد از آن برگردد...
ببینید! نکته اول این است که آمریکایی ها اگر خارج شوند اولین پیروزی برای ما حاصل می شود. چرا که آن ها همواره ادعا می کنند پشتیبان کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. بنابراین اگر بروند به این معناست که این کشورها را رها کرده است. نکته دوم و مهم تر این که آن ها در هر منطقه ای که مستقر شوند ما جنگ را به همان جا می کشانیم و در همان منطقه با آن ها وارد نبرد می شویم. ما هیچ مشکلی برای نبرد در سایر مناطق نداریم و خود را محدود به خلیج فارس و تنگه هرمز نمی دانیم. نکته سوم این است که آن ها رفته اند که برگردند حال سوال این جاست که کجا می خواهند برگردند؟
سردار! درباره اشراف اطلاعاتی بر نیروهای بیگانه کمی برای ما توضیح دهید.
درحال حاضر ما کوچک ترین اطلاعات درباره شناورهای خارجی حاضر در منطقه را در اختیار داریم و حتی می دانیم که آن ها در کدام مناطق تردد می کنند یا متوقف هستند. این به معنای اشراف اطلاعاتی بسیار خوب بر آن هاست. قبل از هردرگیری اگر اشراف اطلاعاتی نداشته باشیم تحلیل ها دقیق نیست. اصولا درگیر شدن بدون داشتن اطلاعات مشکل است چرا که اگر اطلاعات نداشته باشی باید به دنبال هدف بگردی تا آن را منهدم کنی اما وقتی مانند شرایط کنونی اشراف اطلاعاتی وجود داشته باشد از تجهیزات برای انهدام هدف خاص استفاده می شود. یعنی می دانیم موشک ما قرار است به کجا شلیک شود یا قایق ما باید به سمت کدام هدف برود.
البته در بخش های موشکی و شناوری با تدابیر اندیشیده شده شرایط به گونه ای است که شاید چندان نیازی به اشراف اطلاعاتی بیرون نباشد. به عنوان مثال اگر تعدادی از شناورهای ما با تعدادی از شناورهای دشمن درگیر شوند تدابیر به نحوی است که خودشان سیستم های اطلاعاتی لازم را دارند و به صورت کاملا مستقل عمل می کنند.
یعنی مثلا فقط کافی است به یک شناور بگوییم در فلان محدوده هر ناو آمریکایی را مشاهده کردی منهدم کن، این اتفاق و روند پس از آن به صورت کاملا دقیق انجام خواهد شد.
پهپادها
یکی از شیوه های کسب اشراف اطلاعاتی بر دشمن در منطقه خلیج فارس همین پهپادهاست که قابلیت های مختلفی دارد از جمله مدت زمان پرواز بسیار مناسب، قابلیت کشف شدن بسیار پایین، کم هزینه بودن و استفاده راحت. این پهپادها در نیروی دریایی سازمان مشخصی دارد.
با همه این توضیحات آیا درحال حاضر شرایط به گونه ای هست که در درگیری ها هم بتوانیم اشراف اطلاعاتی داشته باشیم؟
بله! سیستم های نظامی ما کاملا مستقل هستند و هریک تجهیزات و امکانات مورد نیاز برای این امر را در اختیار دارند.
سردار اگر آمریکایی ها به سمت "جنگال" بروند و رادارها را از کار بیندازند، آیا بازهم امکان جمع آوری اطلاعات را داریم؟ آیا می توانیم با این جنگ الکترونیک هم مقابله کنیم؟
ما رادارهای پسیو (passive) داریم که در "جنگال" از کار نمی افتند اما به طور کلی ما در جنگ الکترونیک دستاوردهای خوبی داریم. حتی اگر آن ها به این سمت بروند بازهم می توانیم اقدامات خود را انجام دهیم زیرا برای همه این شرایط پیش بینی های لازم انجام شده است. البته این طور نیست که به محض ورود به جنگ الکترونیک همه سیستم های ما از کار بیفتد. ما فرکانس های مختلف داریم که به راحتی می توانیم از آن ها استفاده کنیم. ما در حوزه جنگ الکترونیک به این فکر می کنیم که چطور می توان تاثیر اختلالات را به حداقل رساند. گاهی مسئله فقط مقابله نیست بلکه استفاده از تجهیزاتی است که دشمن نمی تواند به راحتی به آن ها دسترسی پیدا کند. به عنوان مثال همین رادارهای پسیو را نمی توان از کار انداخت. فراموش نکنیم که همزمان با گسترش علوم ما هم خود را با علم روز تطبیق می دهیم.
آیا خلائی که در جنگ الکترونیک ایجاد می شود بر سیستم های دشمن هم تاثیر می گذارد؟
بله تاثیر می گذارد. ولی نکته مهم این جاست که از خلاء فرکانسی نمی توان به مدت زیاد استفاده کرد. شاید 2 یا 3 ساعت بتوانند باند فرکانسی خاصی را مختل کنند اما این دائمی نیست. من سربسته بگویم که ما به یک سیستم مخابراتی واحد وابسته نیستیم.
در خلاء هم می توانیم کار کنیم. خوداتکایی سیستم های ما باعث می شود که یک فرمانده ما به راحتی هدفش را پیدا و منهدم کند. یعنی حتی اگر ارتباط مخابراتی اش قطع شود، همچنان کارایی اش حفظ شده است چرا که مستقل است.
توانمندی های موشکی در نیروی دریایی تا چه حد است؟
درحال حاضر سیستم های موشکی ما در انواع مختلف ساحل به دریا، هوا به سطح و سطح به سطح آمادگی های لازم را دارند. نکته مهم این است که ما از این تجهیزات و تسلیحات تعداد بسیار زیادی را در اختیار داریم که همگی مجهز و خوداتکاست. به عنوان مثال در بخش ساحل به دریا هرنقطه ای که به عنوان هدف تعیین شود، سیستم های ما قادر است به تنهایی کار هدف گیری و شلیک را انجام دهد. من نمی توانم آمار بدهم ولی شما تصور کنید تعداد زیادی موشک در هر نقطه ای که اراده کنیم وجود داشته باشد و خودش هم به تنهایی قادر به فرماندهی باشد.
آیا در بخش زیر سطحی هم توانسته ایم به موفقیت های چشم گیری برسیم؟
دربحث "سونارها" دستاوردهای خوبی داشته ایم و در قسمت زیر سطحی اشراف اطلاعاتی خوبی داریم. ببینید برای نبردهای دریایی نقش زیردریایی ها مهم است که البته ما هم اشراف و توانمندی های خوبی داشته ایم. اما نکته اصلی این جاست که اقدامات آمریکا در بحث زیردریایی ها بیشتر یک اقدام تبلیغاتی است که بگویند زیردریایی هم دارند آن هم از نوع اتمی! وگرنه در منطقه خلیج فارس حضور زیردریایی چندان کارایی ندارد. زیرا ما متکی بر ناوهای غول پیکر نیستیم و شناورهای ما هم با اژدرهای زیردریایی قابل انهدام نیست به این دلیل که یک اژدر بسیار خوب حدود 40 تا 50 نات سرعت دارد درحالی که شناورهای ما 50 تا 60 نات سرعت دارند. از این گذشته "آب خور" شناورهای ما به اندازه ای نیست که اژدر به آن برخورد کند. ما تصور می کنیم زیردریایی در خلیج فارس برای آمریکایی ها کارایی ندارد مگر برای تجسس و جمع آوری اطلاعات.
آیا برای تحلیل و پیش بینی حرکات آینده آمریکایی ها کاری انجام شده است؟
این سوال را این گونه پاسخ می دهم که آن ها درباره این که ما دربرابر آن ها چه اقداماتی قرار است انجام دهیم خیلی فکر کرده اند. در مقالات نظامی آن ها به این موضوع که اگر با صدها شناور به ناوهایشان حمله شود چه اتفاقی خواهد افتاد پرداخته اند اما به هیچ نتیجه ای نرسیده اند. آن ها در خلیج فارس تجهیزاتی ندارند که بتوانند با ما مقابله کنند. وقتی ما از اشراف اطلاعاتی سخن می گوییم معنی اش این نیست که فقط از راه دور اطلاعات کسب می کنیم. نه! نیروهای ما از نزدیک ترین نقطه ممکن هربار که آن ها در تنگه هرمز تردد می کنند از آن ها فیلم می گیرند و اطلاعات ما به روز است. ما آمریکایی ها را یک دشمن ضعیف نمی دانیم اما اعتقاد داریم که قدرت آن ها آنقدر که خودشان می گویند نیست و با یک جنگ خیلی معمولی می توانیم بر آن ها پیروز شویم.
اگر فرض کنیم که جنگی بین ما و آمریکایی ها درگرفته است این سوال پیش می آید که تا چند مرحله برای نبرد با آن ها برنامه ریزی داریم؟
آمریکایی ها به جنگ سریع و غافلگیرانه علاقه مند هستند اما به هیچ عنوان ما غافلگیر نمی شویم چرا که اشراف کامل داریم و کاملا آماده ایم. درست است که تاکنون آمریکایی ها به این صورت وارد عمل نشده اند و همیشه با تدارک رسانه ای وارد جنگ شده اند اما ما می دانیم که آن ها در برابر ایران از سیستم های دیگری استفاده خواهند کرد. با این حال قبل از آن که آن ها دست به اقدامی بزنند ما متوجه خواهیم شد آن هم به دلیل اشراف کاملی که بر آن ها داریم. اما با همه این حرف ها بازهم برای جلوگیری از غافلگیر شدن تدابیر ویژه ای اخذ شده است که این احتمال را به صفر می رساند.
چند روزه می توانیم آن ها را در خلیج فارس از بین ببریم؟تا کنون فکر کرده اید؟
ابتدا این نکته را بگویم که ما علاقه مند به طولانی شدن این نبرد احتمالی هستیم اما اگر شرایط کنونی را در نظر بگیریم باید بگویم ظرف مدت 48 تا 72 ساعت قادریم اصلی ترین مواضع آن ها را در منطقه از بین ببریم. برای ما روز اول بهتر از روز دوم و روز دوم بهتر از روز سوم و... است. سلسله مراتب فرماندهی در نیروهای نظامی ایران مشخص است و ما همه تابع دستور هستیم ولی نکته ای را این جا به آمریکایی ها اعلام می کنم که اگر آن ها روزی از حمله به ایران سخن بگویند و مثلا بخواهند برای حمله به ما زمان تعیین کنند، ما منتظر آن ها نخواهیم ایستاد. بنابراین اگر در شورای امنیت یا سازمان ملل حرفی از حمله به ایران مطرح شود و بخواهند مثلا به خیال خودشان قطعنامه تصویب کنند ما خیلی زود تکلیفمان را با آمریکایی ها مشخص خواهیم کرد. قادریم در 24 ساعت اول نبرد 10 ناو آن ها را غرق کنیم. مابرای هر روز نبرد برنامه داریم اما اصل کلی این است که هر روز هرچه می توانیم ناو آمریکایی منهدم کنیم. تصور ما این است که با این اقدامات به تهاجم آن ها پایان داده می شود. بازهم تکرار می کنم، ده ها سال است که هیچ کس به آمریکایی ها نگفته بالای چشمتان ابروست اما تصور کنید 10 ناو آن ها در یک روز غرق شود آن وقت چه بر سر آن ها خواهد آمد؟ من از آسیب دیدن ناوهای آن ها حرف نمی زنم، حرف من غرق این ناوهای جنگی است. فکر نکنید این حرف ها به همین راحتی است. خیلی ها آرزو دارند بتوانند به سمت یک ناو آمریکایی شلیک کنند اما ما به آن چه می گوییم دست یافته ایم.
به نظر شما حضور فرماندهی ارشد نیروی دریایی سپاه در منطقه تنگه هرمز چه مزایایی دارد؟
موضوع اصلی این است که براساس تکلیف فرماندهی کل قوا نیروی دریایی در منطقه حضور یافته است و تکلیف گرایی جزو اصول اساسی فعالیت های ماست. 90 درصد جنگ احتمالی ما و آمریکایی ها که در خلیج فارس خواهد بود در همین تنگه هرمز تعیین تکلیف می شود. حضور ستاد نیروی دریایی به عنوان مغز متفکر نیرو درحال حاضر در همین منطقه مستقر شده است و دستورات فرماندهی به طور مستقیم ابلاغ می شود. یعنی ما در صحنه درگیری هستیم و تصمیم های مان لحظه ای و دقیق خواهد بود و دیگر براساس تحلیل های مکتوب اقدامی انجام نمی شود بلکه فرمانده نیرو به طور عینی با مسائل مختلف در ارتباط است. در تصمیم گیری ها هم کسی موفق تر است که خودش به عینه ببیند که چه اتفاقاتی رخ می دهد. البته پیام دیگر این اقدام هم این است که این جا امنیت را برقرار کرده ایم.
نظرات ()این تصاویر اختصاصی که برای اولین بار منتشر می شود در حقیقت چکیده همه مصاحبه ها و گزارشی است که حاصل حضور خبرنگار خراسان در بندرعباس و جزیره قشم است. این تصاویر واقعی که از روی فیلم های هواپیماهای بدون سرنشین و نیز شناورهای گشتی سپاه تهیه شده است نشان دهنده اشراف اطلاعاتی و نظامی نیروی دریایی در یکی از استراتژیک ترین نقاط دنیاست. جزئیات این اشراف و نیز این که داشتن اشراف بر شناورها و پایگاه های نظامی بیگانگان در منطقه چه مزایایی دارد در مصاحبه های ما با مسئولان ارشد نیروی دریایی سپاه و نیز گزارش میدانی از حضور در جزیره قشم آمده است.
نظرات ()فرمانده ناوتیپ 112 ذوالفقاردر گفت و گو با خراسان شرح داد:
جزئیاتی جدید از ذلت آمریکایی ها در خلیج فارس
ناوتیپ 112 ذوالفقار مستقر در جزیره قشم، یکی از یگان های منطقه یکم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. حوزه ماموریت این ناوتیپ یکی از سوق الجیشی ترین آب راهه های جهان یعنی تنگه هرمزاست. در این ناوتیپ بسیار مهم یکی از مهم ترین ره گیری های ناوگان های بیگانه حاضر در خلیج فارس انجام می شود و به گفته فرمانده این ناوتیپ همه نیروهای راداری آن مسلط به زبان انگلیسی هستند و کار ثبت عبور و مرور شناورهای خارجی را برعهده دارند. سرهنگ عبدالحسین حیدری که فرمانده این ناوتیپ است، حدود 29 سال است که در سپاه خدمت می کند و از سال 1362 به بعد در نیروی دریایی حضور داشته و در بیشتر عملیات های نیروی دریایی سپاه شرکت کرده است. او که اکنون 4 سال است در قشم حضور دارد، در گفت و گویی یک ساعته با گروه اعزامی خراسان، به موارد متعددی درباره حوزه های ماموریتی ناوتیپ ذوالفقار اشاره کرده است اما شاید جذاب ترین بخش این گفت و گو جایی است که سرهنگ از اتفاقی خبر می دهد که تاکنون رسانه ای نشده است. اتفاقی که نوعی تحقیر برای ناوهای آمریکایی به شمار می رود. البته در این گفت و گو خاطرات و نکات خواندنی و جذاب دیگر از رویارویی مخابراتی با شناورهای نظامی بیگانه در تنگه هرمز کم نیست. این گفت و گو را اینجا بخوانید.
نظرات ()به آقا که سلام می دهم چشمانم درگیر عظمت و بلندای گنبد حرمش می شود و من می مانم و نگاهی که در مقابل زیبایی اش استقامت تماشا ندارد. عظمت نورانی این گنبد، زیباترین طلوعی است که در تمام عمرم به چشمم آمده است... وارد حرم می شوم. این جا اگر امتداد پرواز کبوتران را دنبال کنی، باز گذرشان روی گنبد خواهد افتاد و آن جا لطافت پرچم سبز رنگی که بالای گنبد در اهتزاز است بی اختیار دلت را خواهد برد تا ورای این بارگاه که چشمه ای از «رحمة للعالمین» در آن جاری است...
شوق رسیدن به گنبد نور
این جا صحن آزادی است و من که نیم ساعتی دیرتر از قرار به حرم رسیده ام به هر نحوی شده با همکاری یکی از مسئولان انتظامات راه را می یابم. پله هایی باریک که گاه آهنی می شوند کم کم مرا به نقطه ای راهنمایی می کنند که شاید دیگر هیچ گاه فرصت دیدنش را نداشته باشم. حدود ساعت ۸ است و من به شوق رسیدن به گنبد نورانی هشتمین آفتاب خودم را به این جا رسانده ام و حالا در میان انجماد شهر، روی این بام نورانی که مشرف به صحن آزادی است ایستاده ام. ایستاده ام در خلوتی پر از غربت...کمی آن طرف تر و بالای گنبد طلایی، دو نفر از سادات خادم کم کم پرچم سبز را پایین می کشند تا این بارگاه برای روزهایی آماده شود که جزو غم بارترین ایام عالم است. پرچم که پایین می آید دیگر باید باورت شود که محرم رسیده است و اگر گوش دل بسپاری صدای کاروان حسین(ع) را خواهی شنید از جوار همین گنبد...
حمل تا خزانه
لحظاتی بعد پرچم سبز به میان جمعیت اندک، کنار گنبد می آید تا طی مراسمی خاص به خزانه حمل شود. به گفته توکلی، سرپرست اداره امور انتظامات حرم رضوی که مسئولیت آیین تعویض پرچم را برعهده دارد این پرچم متناسب با مناسبت ها هر سال چند مرتبه تعویض می شود تا پرچم سیاه به نشانه اقامه عزا روی گنبد نصب شود.
باز این چه شورش است...
بالای گنبد را که نگاه می کنم، پرچم سیاه به طناب های بلندای گنبد بسته می شود و بی اختیار به یاد «محتشم» می افتم و ترکیب بند تاریخی اش: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است...» حالا پرچم به طناب ها بسته شده است و کم کم بالا کشیده می شود و آن قدر بالا می رود تا بر بلندای حرم که بر بلندای شهر به اهتزاز درآید و حالا از این تماشا دلت بی اختیار می گیرد.
سلام بر محرم!
سر بلند می کنم تا برای بار آخر گنبد را نظاره کنم و بی اختیار سلام می دهم...
سلام به صاحب این بارگاه که صاحب عزای واقعی است و سلام بر ماهی که حکایتش حکایت خون است و شهادت و علقمه ای تشنه...
سلام بر محرم و سلام بر پرچم و بیرق های عزای حسین(ع)...
نظرات ()