هایدی و رویای کوکانه مان

 سلام

خیلی وقت بود فایل PDF داستان هایدی (Heidi) نوشته "JOHANNA SPYRI" رو دانلود کرده بودم تا بخونم اما فرصت نشد. این هفته سینما ۴ فیلم هایدی رو پخش کرد. وقتی روز سه شنبه این و تو سایت شبکه ۴ خوندم رفتم دنبال سابقه فیلم که دیدم کارگردان این فیلم رو براساس این داستان نوشته.

هرچند قدیمی بود اما فیلم بسیار زیبایی بود...دوسه جا از کتاب و دست و پا شکسته ترجمه کردم دیدم کارگردان خط به خط اون قسمت های کتاب و تصویر کرده بود از جمله اول فصل سوم...

میتونید کتاب رو از اینجا دانلود کنید

به بهانه پخش از سینما ۴

هایدی و رویای کوکانه مان

 

از داستان هایدی دست کم 8 فیلم سینمایی، 10 مجموعه و فیلم تلویزیونی و یک مجموعه 52 قسمتی انیمیشن ساخته شده است. فیلم های سینمایی که "لوئیجی کومنچینی" و "رالک سمنسکی" به ترتیب در سال های 1951 و 1958 درباره این داستان ساختند و انیمیشنی ژاپنی به نام "هایدی دختر آلپ" که توسط استودیو "زوئیو ایزو" به کارگردانی "ایسائو تاکاهاتا" ساخته شد شهرت بیشتری دارند.

در فیلم "رالک سمنسکی" با نام "سرگذشت جدید هایدی" کارگردان همه تلاش خود را به کار برده است تا به منبع اقتباس فیلم نامه خود وفادار بماند. او خود گفته است: "بر اساس وظیفه ای اجتماعی و ادبی همواره در خودش برای برداشت سینمایی از این کتاب احساس وطیفه می کرد و اصرار داشت که سرگذشت جدید هایدی را به هر قیمتی بسازد".

درباره "لوئیجی کومنچینی" و آثارکودکانه اش

"کومنچینی" فیلم "هایدی" را در سال 1951 در سوئیس ساخت. او فیلم اش را در منطقه کوهستانی "گریزون" فیلم برداری کرد. این فیلم به لحاظ فضا سازی به سال های 1900 که ماجراهای داستان جریان دارد نزدیک است. او در سال 1971 فیلم – سریال "پینوکیو" را براساس داستان "کارلوکلودی" ساخت که داستان آن در سال 1881 در مجله کودکان منتشر شده بود.

دو فیلم "هایدی" و "پینوکیو" نشان می‌دهند که "کومنچینی" در هر فرصتی که داستانی را برای سینما مناسب می‌دید براساس آن فیلم می‌ساخت. او هر قصه ای را آن چنان می‌پروراند که تا فضا و سبک خودش را پیدا کند. نکته مهم تر برای این کارگردان این بود که فیلم نامه هایش به هویت خاص و واضحی برسد و آن چه را عرضه می کند درعین حال اعتماد و علاقه مخاطبانش را هم برانگیزاند. وجه مشترک دو اقتباس "کومنچینی" از ادبیات این است که در نگاه اول داستان های کودکان امر ناممکنی به نظر می‌رسد، ناممکن نه به این معنی که نمیتوان آن‌ها را نوشت بلکه از این بابت که این داستان ها معمولا وابسته به توصیف های ناممکنی هستند که به ندرت میتوان از آن ها سخن گفت. به عنوان نمونه گفته می‌شود که بین بزرگسالان و کودکان رابطه ناممکنی برقرار است، اما داستان های "هایدی" و "پینوکیو" و فیلم هایی که از آن ها اقتباس شده آشکارا به این رواط می پردازد و در واقع رابطه های را بیان می کنند که وصف و نمایش آن هاسخت و دشوار به نظر می‌رسد.

کارگردان کوشیده است آدم های اصیل و خوش باطنی را به تصویر بکشد که در پس زمینه خاطراتی به دور از تخیل توجه و نظر مخاطبان را برمی‌انگیزد. اوهمچنین موفق شده است با علاقه مفرد به تصویربرداری های جذاب بازی های خوبی از بازیگران بگیرد.

این فیلم نشان می‌دهد که می توان نشانه های مشترکی بین سینمای ایتالیا و فرانسه در دهه 50 میلادی جستجو کرد. به نظر می‌رسد که کارگردان از سبکی پیروی می‌کند که فیلم سازان برجسته فرانسوی و ایتالیایی تابع آن بودند. سبکی بدیع و منحصر به فرد که تابع نوآوری و حکایت های ساده و سرراست بود.

جذابیت های فیلم

جذابیت و قدرت افسون کنندگی داستان "یوهان اسپیری" در سادگی و دلنشینی آن و گفت و گوهای فراموش نشدنی است که بین "هایدی و پدربزرگ" از یک سو و "هایدی و کلارا" از سوی دیگر شکل می گیرد.این ویژگی ها به "کومنچینی" و همه کارگردان های تاتر و سینما که ازداستان هایدی اقتباس کرده اند کمک کردهتا روایتشان را از داستان او آن طور که می پسندند بپرورانند یا سروشکل دهند. تاثیر "یوهان اسپیری" سوئیسی بر"لوئیجی کومنچینی" ایتالیایی در سال‌هایی که اوج نئورئالیسم در ایتالیا بود سبب شده است که او فیلمی ساده و در عین حال عمیق و گیرا بیافریند.در واقع اهمیت اقتباس سینمایی "کومنچینی" همچون منبع اقتباسش در این است که عواطف و احساسات آدم هایش را با صمیمیت و بدون تکلف به تصویر بکشد. و حوادث را به نحوی به تصویر بکشد که گویی سرچشمه احساسی دارند.

راوی داستان و فیلم

جایگاه راوی در فیلم "هایدی" شبیه همان جایگاهی است که راوی در رمان "یوهان اسپیری" دارد.رمان او با این عبارت آغاز می‌شود:  

"From the old and pleasantly situated village of Mayenfeld, a

footpath winds through green and shady meadows to the foot of

the mountains, which on this side look down from their stern and

lofty heights upon the valley below. The land grows gradually

wilder as the path ascends, and the climber has not gone far

before he begins to inhale the fragrance of the short grass and

sturdy mountain-plants, for the way is steep and leads directly

up to the summits above..."

 

"از شهر قدیمی و خوش منظره ماین فیلد از میان چمنزارهای سبز و ترو تازه جاده ای به طرف دامنه رشته کوه هایی امتداد می یابد که این کوه‌ از دره پایین به صورت قله هایی با عظمت  و شکوه فراوان خودنمایی میکند.همانطوری که این جاده باریک کوهستانی ابتدا با شیب آرامی به سمت بالا امتداد می یابد عطر روح نواز بته ها و گیاهان کوهی با آن ساقه های کوتاه فضا را آکنده ساخته و پس از مسافتی این جاده باریک به صورت یک کوره راه ناهموار با سراشیبی تند به طرف "آلم" پیش می‌رود."

در داستان "اسپیری" راوی دانای کل است.فیلم "کومنچینی" راهم همین راوی روایت می‌کند و در نخستین مواجهه گفت و گوی پدربزرگ با هایدی را در صبحگاهان به گوش مخاطبان فیلم می‌رساند.

همانطور که از داستان و فیلم هایدی برمی‌آید در فیلم هایی که داستان از زاویه دید کارگردان به عنوان راوی مطلق روایت می‌شوند دوربین عالمی است که به هرکجا سرک می‌کشد تا بیننده شاهد هر حرکت و پنهانی ترین گفت وگوها باشد. به عبارت دیگر کلید هر اتاق در دست کارگردان است و اگر او بخواهد هر درو پنجره ای را به روی بیننده می گشاید و وی را با قهرمانان و اطرافیان او در هرلحظه ای که لازم ببیند مواجهه می دهد و به این ترتیب بیننده از هرآنچه کارگردان مایل است حتی رازآمیزترین و درونی ترین حرکات و سکنات آدم ها اطلاع می یابد.در فیلم "هایدی" این پیمانی است که کارگردان از فصل افتتاحیه فیلم با مخاطبان برقرار می‌کند و شادی ها و دلتنگی های هایدی و پدربزرگ را نشان می‌دهد و اقدامات آن ها را به نمایش میگذارد.

"یوهان اسپیری" در داستان بلند خود در جاهایی که زندگی دخترک را نزد "اورسل" پیر روایت می‌کند او را به مثابه یک پرنده زندانی توصیف می کند. یعنی مشابه همان صحنه هایی که "کومنچینی" هایدی را از پشت قفس پرنده درقاب تصویر نشان می‌دهد و به شکلی نمادین اورا همچون پرنده ای اسیر می نمایاند.

مقایسه فیلم و داستان

هایدی در "آلم" دخترکی آزاد و رهاست یعنی همان مکان و فضایی که نویسنده داستان در فصل سوم داستان خود شرح میدهد جایی که نخستین سکانس فیلم از آن‌جا شروع می‌شود.نخستین عبارت "اسپیری" در فصل سوم کتابش به این شرح است:"صبح زود هایدی به صدای سوت بلندی از خواب بیدار شد. به محض اینکه چشمانش را باز کرد رگه از نورخورشید مستقیما از پنجره کوچک اتاق روی تخت خوابش افتاده بود و یونجه ها و همه اطراف تخت خوابش زیر این نورطلایی درخشان و براق یه نظر می رسیدند."

در فیلم "کومنچینی" این صحنه در نمای افتتاحیه فیلم به خوبی نشان داده شده است.دوربین از پنجره اتاق روی چهره خواب آلود دخترک می‌ رود و بلافاصله صدای پدربزرگ را می شنویم که اورا صدا می زند. "کومنچینی" این صحنه و نماهای بعدی فیلم اش را که هایدی با پییر به بلندای کوه می روند تا به سرچشمه جویبار برسند نشان می دهد تا بر روحیه لطیف و سرکش هایدی تاکید کرده باشد.

راز ماندگاری هایدی

"اسپیری" و "کومنچینی" در داستان و فیلم خود نشان می دهند که هرجامعه ای شخصیت ویژه خود را می پرواند؛ هایدی پرورش یافته منطقه بکر و زیبای "گریزون" است و نمی خواهد یا "نمی تواند" که در خانه های شهری با دیوارهای بلندشان محصور بماند. او تازمانی که در روستا زندگی می کند می کوشد فعال و پرنشاط باشد و از محیط طبیعی لذت ببرد. در همه چیز تامل کند و با انعطاف پذیری و قدرت و ابتکار راز زندگی را کشف کند اما با همه تلاشی که در شهر به خرج می دهد چیزی جز پرنده ای بال و پر بسته نیست. بر همین اساس چه"اسپیری" و چه "کومنچینی" هایدی را دوباره نزد پدربزرگش به روستا بازمیگردانند تا سرخوش و شاداب بال و پر بگشاید. تماش ارزش و راز ماندگاری داستان "هایدی" در توصیف و بیان همین موضوع است...

 

نویسنده : امیرحسین یزدان پناه : ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم