عمه سادات بی قراره

سال پیش نمی‌دونم چی‌شد که یهو فهمیدم برای مراسم اعتکاف حرم امام رضا (ع) ثبت‌نام می‌کنن. وقت کم بود و من که تا اون روز حتی یه روزم اعتکاف نرفته بودم اسمم و نوشتم. با عنایت امام رضا (ع) تاکید می‌کنم فقط با عنایت خود آقا اسمم بین ده‌ها هزار نفری که ثبت‌نام کرده بودن دراومد تا منم میون همه بنده‌های خوب خدا برم اعتکاف. اونم کجا؟ جایی که قطعه‌ای از بهشته و خیلی‌ها از خارج از کشور واسه اعتکاف کردن توی اون حریم امن اسم نوشته بودن.

این‌که اون چند شب و روز چه برمن گذشت بماند برای بعد اما آخرین شب مراسم رو هیچوقت فراموش نمیکنم. آخرین شب مراسم همزمان بود با شب شهادت حضرت زینب (س). حاج محمود کریمی قبل از سحر مداح مسجد گوهرشاد بود. آنچنان روضه‌ای خوند که هموز خیلی از قسمتاش توگوشم زمزمه می‌شه.

دلیلش رو نمی‌دونم اما یه مدت می‌شه که شعر زیر خیلی ورد زبونم شده.یه جورایی هوای عصر عاشورای 61 تو افکارم نشسته.نمیدونم چرا...

اونایی که گوش نکردن یه جوری گیرش بیارن و حتما دانلودش کنن.

التماس دعا

 

عمه سادات بی قراره ، قصه و غمهاش بی شماره ، تموم غصش غم یاره ، تنها امیدش بی پناهه ، روزهای سختی توی راهه ، رو خاک سوزان پا میزاره   ...

نویسنده : امیرحسین یزدان پناه : ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم