فاجعه تاسف بار کاشمر و چند نکته

فاجعه تاسف بار کاشمر و چند نکته

وقتی خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار در سال ۳۸ هجری و سستی مردم به امیرالمومنین (ع ) رسید، ایشان در خطبه ای (خطبه ۲۷ نهج البلاغه)بسیار مهم راجع به ۴ موضوع بیاناتی را ایراد فرمودند که در ترجمه بخش دوم خطبه که با عنوان «دعوت به مبارزه و نکوهش از نافرمانی کوفیان» از آن یاد می شود، آمده است: «... به من خبر رسیده است که یکی از آن ها (سربازان معاویه)، به خانه زن مسلمان و زن غیرمسلمان دیگری که در پناه اسلام جان و مالش محفوظ بوده، وارد شده و خلخال و دستبند و گردن بند ها و گوشواره های آنان را از تنشان بیرون آورده است، در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع از خود، جز گریه و زاری و التماس نداشته اند! آن ها (بعد از این همه جنایات)، با غنائم فراوانی، به شهر و دیار خود بازگشته اند بی آن که حتی یک نفر از آنان آسیب ببیند یا خونی از آ ن ها ریخته شود. اگر به خاطر این حادثه (بسیار دردناک)، مسلمانی از شدت تاسف و اندوه بمیرد، ملامتی بر او نیست، بلکه به نظر من، سزاوار است.» با این بیانات بسیار شفاف و اتمام حجت کننده امیرالمومنین(ع)، به نظر می رسد حجت بر همگان تمام است و دیگر نیازی نیست کلمات صریح ایشان را با تعبیر و تفسیرهای موجز، به حاشیه بریم.با این وجود، طی چند هفته گذشته در کشور ما اتفاقاتی رخ داد که در این اتفاقات این سوال را در اذهان عمومی ایجاد می کند که کسانی که در سر سودای تجاوز و غارت می پرورانند، آیا به راستی هیچ ترس و دلهره ای هم از قانون و اجرای قاطعانه آن دارند؟اجازه بدهید وارد جزئیات فجایعی که در خمینی شهر اصفهان و کاشمر رخ داده است، نشویم. فجایعی که اگر تصور کنیم تعدادشان همین دو اتفاق است، ساده انگارانه به موضوع نگریسته ایم. صفحه های حوادث روزنامه های کشور روزانه پر است از اخبار مشابه فجایعی که رخ داده است. تک به تک کلمات خبری که روز ۲۹ خرداد به نقل از امام جمعه کاشمر و دیگر مسئولان منتشر شد آن قدر سنگین و ناباورانه بود که تا انتهای خبر آرزو می کردی ای کاش این چند خط حقیقت نداشته باشد. اما حقیقت همان چیزی بود که همه ما خواندیم. درباره این اتفاق و فاجعه مشابهی که در شهرستان خمینی شهر اصفهان رخ داده است نیز علاوه بر سوال مطرح شده در پاراگراف بالا باید چند نکته مهم و اساسی را در نظر گرفت.

۱ - درباره فاجعه خمینی شهر، اگرچه فشار رسانه ها و اعتراضات مردمی سبب شد خبر دستگیری متجاوزان به نوامیس مردم خیلی زود دهان به دهان بچرخد اما چند روز بعد از این حادثه، رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان اعلام کرد که: «اعتقاد دارد بسیاری از بزه دیدگان خود موجب بروز پدیده مجرمانه می شوند، به طوری که اگر در این حادثه خانم ها حداقل حجاب را در این باغ رعایت کرده بودند، شاید مورد آزار و اذیت قرار نمی گرفتند.»این جا، این سوال پیش می آید که آیا به راستی این اظهارات یک فرمانده پلیس مانع از بروز اتفاقات مشابه می شود. افکار عمومی بیشتر از آن که بخواهند تحلیل فرمانده پلیس اصفهان را درباره این حادثه بدانند، مایلند بدانند چه اقداماتی برای تامین امنیتشان انجام می شود.

 ۲ - اجازه بدهید این طور فرض کنیم اگر آن باغ، آن شرایط را نداشت، متجاوزان تحریک نمی شدند که با زور به باغ وارد شوند و ... حال این سوال پیش می آید که آیا جلوگیری از برگزاری چنان مراسمی که در آن پرده حرمت دریده می شود و سر و صدای آن چنان اوج می یابد که عده ای یاغی را شبانه روانه باغ می کند، بر عهده کیست؟ آیا اگر نیروی انتظامی به وظیفه خود در قبال برخورد با برگزار کنندگان چنین حوادثی عمل می کرد، یا عمل کند، عده ای آن چنان گستاخ می شوند که پرده حرمت بدرند و ...افکار عمومی بسیار مایلند که بدانند حال که نیروی انتظامی که معتقد است برگزار کنندگان چنان مراسمی مقدمه چنین جنایتی را ایجاد می کنند (که ما هم اعتقاد داریم) خود برای جلوگیری از این گونه حوادث در آن شهر و سایر نقاط کشور چه کرده است؟

۳ - در حادثه کاشمر، عمق فاجعه تا جایی است که به گفته فرمانده انتظامی این شهرستان، چند نفر به یک زن تجاوز کرده اند. فراموش نکنیم که این حادثه حدود دو ماه پیش اتفاق افتاده است آن هم در روستایی از توابع شهرستانی کوچک در خراسان رضوی. این اتفاق به هر دلیل و هر شکل ممکن که اتفاق افتاده است باید تاکنون نتیجه بررسی های انتظامی و قضایی اش مشخص می شد تا امروز افکار عمومی پاسخ قانع کننده  دریافت کنند نه این که بعد از ۲ ماه امام جمعه شهرستان از روند رسیدگی به این پرونده انتقاد کند.

۴ - آیا نیروی انتظامی و نهادهای قضایی مسئول در این پرونده و نیز پرونده مشابه به تبعات و عواقب خطرناک کند بودن رسیدگی به این پرونده ها واقف اند؟ اگر این عواقب را می دانند و باز هم دل به همین روند بسته اند که خب چیزی یا کسی جز وجدان خودشان نمی تواند بیدارشان کند. گمان نمی کنم نیاز باشد بار دیگر خطبه ۲۷ نهج البلاغه را یادآوری کنم. آقایان مسئول!  آیا هیچ کدام به این فکر کرده اید که مصداق آن اتفاق شهر «انبار» چیست؟ آیا امروز هم باید سربازان معاویه خلخال از پای زنان بیرون بکشند که برخی وجدان ها بیدار شوند؟

۵ - اگر مسئولان محترم قضایی و انتظامی از عواقب فاجعه آمیز روند کند رسیدگی به این نوع پرونده ها اطلاعی ندارند که باید با تاسف بگویم بد نیست به آماری که خودشان از روند رو به رشد این گونه جرایم اعلام می کنند مراجعه کنند تا عمق فاجعه بیشتر مشخص شود. به راستی آیا بر کسی پوشیده است که رسیدگی دیرهنگام به این گونه وقایع دلخراش چه تبعاتی برای جامعه و خانواده ها دارد؟

 ------

نویسنده : امیرحسین یزدان پناه : ٢:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم