متولی حرمت این امام زاده کیست؟

متولی حرمت این امام زاده کیست؟
 آیا آن روز که رئیس جمهور در فروردین 85 به محض ورود به مشهد در اولین سفر استانی، پس از چند جمله توصیف آمیز درباره این شهر  و خراسان رضوی گفت: «امیدوارم با همت شما و پشتیبانی بی قید و شرط دولت ، مشهد عزیز و خراسان به سرعت و در شان مردم عزیز این دیار ساخته شود» چشم انداز پایتخت معنوی ایران را همان چیزی تصور می کرد که اکنون وجود دارد؟ از این قبیل وعده  ها و تعابیر دهن پرکن، درباره مشهد و پایتخت معنوی بسیار می توان یافت اما اگر بخواهیم با همین یک جمله هم وعده ها را بسنجیم، به راستی رئیس جمهور آن روز از کدام پشتیبانی بی قید و شرط حرف زد؟

1 - آیا منظور وی حمایت های بی قید و شرط، برای بازسازی بافت فرسوده پیرامون حرم مطهر رضوی بود که امروز به فاجعه ای فرهنگی و تاریخی تبدیل شده است؟ اگر این بود که محض اطلاع آن هایی که شاید گزارش های بازسازی بافت فرسوده مشهد و به خصوص اطراف حرم مطهر رضوی را نخوانده  یا شاید این بافت را ندیده باشند به مختصر می گویم؛ آن چه اکنون پیش چشمان زائران و مجاوران امام هشتم(ع) خودنمایی می کند، غول  های آهنی است که سنخیتی با معنویت آن منطقه ندارد. اگر کسی وقت داشته باشد و به کوچه پس کوچه های بازسازی نشده اطراف حرم سری بزند، متوجه می شود فاجعه چگونه شکل گرفته است و چگونه گلوی یک شهر را  از آن جا می فشارد. تعارف نداریم، تاوقتی به سخنرانی های پر از وعده  های کم ثمر دل بسپاریم شرایط همان چیزی خواهد بود که شاهد آن هستیم و اکنون چه سود که این پروژه 2 دهه است که گردوخاک می کند غافل از این که درد بسیاری از ساکنان اطراف این بافت را درمان کرده باشد؟ آیا این افراد سهمی از وعده های دولت درباره پایتخت معنوی ندارند؟ چقدر از سهم شان پرداخت شده است؟

رئیس جمهور و هیئت همراه وی و مدیران استانی، حتما سفرهای سرزده ایشان را به مناطق حاشیه ای مشهد به خاطر دارند، وقتی هم پای درددل مردم می نشینی به خوبی آن روز را به یاد دارند. اما سوال شان این است آن وعده  های امیدبخش اکنون به چه سرانجامی رسیده است؟  نمی دانم لازم است درباره معضلات و فجایعی که گاه در کوچه کوچه حاشیه شهر مشهد رخ می دهد مثال بیاورم یانه. این مثال ها همه به تناوب سوژه هایی گزارش هایی شده اند که در سال های گذشته به آن پرداخته ایم اما ... خرید و فروش علنی مواد مخدر، وضعیت نامناسب بهداشت معابرو شرایط بهداشتی خانه ها و مراکز بهداشت حاشیه شهر که به تازگی بازهم فرماندار و نمایندگان مشهد نسبت به آن معترض شدند، توزیع زیرساخت های آموزش و خدمات علمی، بافت های فرسوده و کوچه پس کوچه باریک، فاضلاب جاری در برخی کوچه ها و...، تنها بخشی از این معضلات است که انتظار داریم دولت مردان به همه آن ها اشراف داشته و درباره آن به مردم پاسخگو باشند. ولی به راستی آیا این شرایط زیبنده پایتخت معنوی ایران است؟ فکر می کنید زائران خارجی که این چشم انداز را می بینند چه تصویری را با خود به مردم بیرون از مرزهای ایران ارائه می دهند؟

2 - از آن جا که یکی از مشکلات پایتخت معنوی ایران، زیرساخت های حمل و نقل و خدمات عمومی است به طور قطع بخشی از کمک های بی قید و شرط دولت های نهم و دهم که گاه فکر می کنم بی نظیرترین تعابیر را درباره مشهد در رسانه ها مطرح کرده است باید ویژه همین حوزه حمل و نقل  و خدمات عمومی باشد. شاید رئیس جمهور و سایر مسئولان دولتی وقتی از مشهد خارج می شوند، فراموش می  کنند از شهری بازگشته  اند که هر 3 سال یک بار، جمعیتی به اندازه کل کشور به آن  وارد می شود و ناگزیر باید از خدمات و زیرساخت های آن بهره مند شوند.واقعیت این است که چنین شرایطی باعث شده است مردم مشهد و زائران امام هشتم(ع) ، هنوز هم از وضعیت حمل و نقل و نحوه ارائه خدمات عمومی گلایه مند باشند. گرچه قطارشهری مشهد که خود نتیجه مدیریت اشتباه مسئولان وقت دولت های سابق و شهر مشهد بود، پس از سال ها بلاتکلیفی بالاخره راه اندازی شد  اما آیا کسی هست که مدعی شود اکنون مشکلات حمل و نقل عمومی مشهد برطرف شده است؟ دولت در حال حاضر باید پاسخ دهد برای ارائه خدمات این چنینی در خیابان  های اصلی مشهد چه اقدامی کرده است؟ یا اینکه  در دولت های نهم و دهم چند پارکینگ باید برای خدمات دهی به زائران در مشهد ساخته می  شد؟ آیا چشم اندازی که دولت از خیابان های مشهد طراحی کرده بود، همان چیزی است که اکنون شاهد آن هستیم. اگرچه مدیریت شهری موضوعی است که باید از بودجه های دولت مستقل باشد، اما آیا واقعا این شرایط درباره مشهد هم صدق می کند؟ آیا مشهد هم باید شهری مانند همه شهرهای ایران باشد که فقط به جمعیت محدود خود خدمات ارائه می دهند؟ به راستی این شرایط سزاوار پایتخت معنوی ایران است؟

3 - اجازه دهید این طور در نظر بگیریم که احتمالا رئیس جمهور وقتی از حمایت های بی قید و شرط صحبت می کرد، منظورش حمایت بی قید و شرط از حوزه بهداشت و درمان مشهد هم بوده است. اکنون پزشکان، پرستاران و دست اندرکاران و مدیران حوزه بهداشت و درمان مشهد، باید به این پرسش پاسخ دهند که شرایط مشهد نسبت به 7 سال پیش آن چنان تغییر کرده است که کسی بتواند ادعا کند رشد و توسعه اش پرشتاب تر از سایر نقاط ایران بوده است؟ آیا وزیر بهداشت و معاونانش می توانند هم دربرابر وجدان شان و هم مردم به این سوال با قاطعیت پاسخ دهند که در برنامه ریزی های کشور، سهمی که برای پایتخت معنوی قائل شده اند، دست کم نزدیک به سهم پایتخت سیاسی بوده است یا نه؟اگر مشهد پایتخت معنوی نبود و صرفا شهری مسافر پذیر بود آیا شرایطش بدتر از اکنون بود؟ به راستی وعده های امیدبخش و اقدامات عملی که در مشهد انجام شده است چه جایگاهی دارد؟ یکی از واقعیت های تلخ بهداشتی و درمانی مشهد این است که بیمارستان ها و مراکز درمانی مشهد توان پاسخگویی به بیماران مراجعه کننده را ندارد. ساختمان های نیمه تمام اورژانس بیمارستان های امام رضا(ع) وقائم (عج) مشهد، نمونه ای از طرح هایی است که باید با همت مضاعف دولت بودجه های آن افزایش یابد. به طور قطع مجموعه وزارت بهداشت از ظرفیت های مشهد برای تبدیل به قطب گردشگری سلامت به خوبی اطلاع دارد. حال سوال این است که آیا خودشان از عملکردی که در این باره داشته اند راضی اند؟!

4 -  باز هم می توان از این قبیل مسایل برشمرد، در مشهد آنقدر موضوع برای پیگیری وجود دارد که فهرست بلندبالایی را پر می کنند. اما هیچ کدام از این ها نباید باعث شود که «ارزش های» واقعی مشهد به عنوان پایتخت معنوی ایران فراموش شود. واقعیت کتمان ناپذیر درباره مشهد الرضا(ع)  این است که به جرات می توان گفت این شهر باید بیش از همه شهرهای ایران، نشان گر «ارزش های انقلاب اسلامی» و نیز «معنویت» آن باشد. شهری که به درستی پایتخت معنوی ایران نامیده شده است و می تواند و باید پیشانی معنوی و فکری جمهوری اسلامی ایران باشد. اما این ها زمانی عملی می شود که مسئولان واقعا بخواهند به آنچه گفته اند عمل کنند.  مشهد به عنوان یگانه میزبان یکی از فرزندان فاطمه زهرا(س) در ایران باید آینه مدیریت صحیح اسلامی باشد و... . این تنها بخش کوچکی از  مفهوم «نماد تمدن سازی انقلاب اسلامی» است. عنوانی که نه یک شعار زیبا بلکه حقیقتی روشن است که باید به عنوان مرجع هرگونه تصمیم گیری درباره مشهد و اختصاص بودجه به این کلانشهر فراملی قرار گیرد.  چه بخواهیم و چه  نخواهیم همه ما یا زائر امام هشتم (ع) یا مجاور آقا هستیم. خواه ناخواه هرکس به اندازه وظیفه ای که در مدیریت بودجه  ها و تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و... در کشور دارد، باید برای دستیابی مشهد به آن چه شایسته این شهر است تلاش کند. حرمت این شهر را باید متولیانش نگه دارند؛ متولیانی که فقط در مرزهای محدود این شهر زندگی نمی کنند بلکه تصمیم گیران و تصمیم سازان کشور بیش از مدیران منطقه ای متولی  به شمار می آیند.

نویسنده : امیرحسین یزدان پناه : ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم