برگشت از عراق در جاده ای به سوی ناکجاآباد

پایان تلفات- “STOP- LOSS”

بازگشت از عراق در جاده ای به سوی ناکجاآباد

ترجمه : امیرحسین یزدان پناه

Back From Iraq, on a Road Going Nowhere

پس از گذشت 5 سال از حمله نظامی امریکا و انگلیس به عراق و اشغال این کشور و علی رغم عدم موفقیت برخی فیلم های مطرح پیرامون این جنگ هنوز تب و تاب ساخت فیلم هایی با موضوع  عراق خاموش نشده است.

28 ماه مارس 2008 مصادف با 9 فروردین ماه 1387 فیلمی جدید با عنوان "پایان تلفات" و نام اصلی “Stop-Loss” در جهان انتشار یافت.

در همین روز منتقد معروف روزنامه نیویورک تایمز؛ای.او.اسکات(A.O.SCOTT)مطلبی پیرامون این فیلم در این روزنامه نوشته است که خواندنش خالی از لطف نیست.

فیلم "پایان تلفات" ساخته "کیمبرلی پیرس(Kimberly Peirce)"که پس از انتظاری طولانی از آخرین ساخته اش یعنی فیلم "بچه ها گریه نمی کنند(Boys Don’t Cry)" به روی صحنه آمد ، روایتی است در ادامه تعدادی دیگراز فیلم های هم مضمونش که حالا دیگرتبدیل به شمارنده میزان افسردگی جامعه از جنگ عراق شده اند.

در حالی که پنجمین سالروز حمله نظامی ایالات متحده به عراق فرارسید و از آغاز جنگ تا کنون بیش از 4000 سرباز آمریکایی در این جنگ کشته شده اند،به نظر میرسد که جنایات در عراق افزایش یافته و تعداد نیروهای نظامیان امریکایی در این کشور تا تغییر رئیس جهمور کاهش نخواهد یافت.

به روش های مختلف فیلم می کوشد تا مناسبت ها و روابط ظالمانه ای را شرح دهد که در طی آنها بی گناهی و فعالیت های طاقت فرسای بسیاری از سربازان نمایش داده شود.

از نقطه نظر برخی منتقدان و بسیاری از تماشاگران،درونمای فیلم هایی که از این پس پیرامون وقایع عراق و حتی جنگ ساخته شود دیگر مورد استقبال قرار نخواهد گرفت و ساختن این فیلم ها کاری بیهوده و عبث خواهد بود.

شکست تجاری فیلم هایی نظیر "در دره اله(In the Valley of Elah)"ساخته "پل هاگیس" و "غیرقابل انتشار(Redacted)" به کارگردانی "برایان دی پالما"که پائیز سال گذشته رقم خورد دلیلی است براین ادعا که نوعی سرسختی قابل انتظار در میان تماشاگران در مقابل تماشای فیلم هایی با موضوع تکراری "جنگ عراق"بر پرده سینما ایجاد شده است.هرچند این فیلم ها شایسته سرنوشتی که بدان دچار شدند نبودند اما چنانچه "پایان تلفات"  نیز مسیر این دو فیلم را دنبال کند به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد.

در هر حال به نظر میر سد این ساخته خانم پیرس هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد ودر عوض فیلمی است سرگرم کننده و احساسی،و ملودرامی است نمایشی و عصبی گونه که سرشار از اعمال خشونت آمیز و صحنه های هیجانی است.

"پایان تلفات" به عوض پرداختن به اتفاقاتی که در عراق روی می دهد به بیان موارد ساختگی و غیرواقعی می پردازد.فیلم بجای ابراز خشم نسبت به موضوع اصلی(که همان جنگ عراق است) سرشاراز مفاهیمی همچون رنج،خون ریزی و مستی است  که در کنار موسیقی ای گوشخراش و بیان ایدئولوژی ای نامعین احساساتی آزادانه و بدون اندازه را شامل می شود.

بسیاری از موارد بالا که در همان صحنه های ابتدایی فیلم به خوبی قابل تشخیص است فیلم را بیشتر به تصاویری ویدئویی از سربازانی جوان در حین خدمت ویا در حال استراحت شبیه کرده است.

طعنه ها و حرف های نیش داری که در فیلم مطرح می شودبسیار نامنظم،خشن و البته خام به نظر می رسد.و از همان آغاز فیلم مشخص می شود که شخصیت ها نه قدیس اند و نه هیولا اما هرچه هست در فیلم نشان داده می شود که این نادرستی اخلاقی در حقیقت برخاسته از فرهنگ و تمدن آمریکایی است.

براندون کینگ (با بازی رایان فیلیپ) و جوخه تحت فرماندهی اش که در یک پاسگاه ایست و بازرسی خودرو در تکریت عراق مشغول انجام وظیفه اند در اثر یک درگیری مسلحانه چند تن از دوستانشان را از دست می دهند و بقیه به طرز وخیمی زخمی می شوند.اوضاع آنچنان آشفته می شود که مقر آنان به زودی به تلی از جنازه های سربازان آمریکایی و غیرنظامیان عراقی بدل می شود.

پس از این نبرد براندن کینگ و بهترین دوستش استیو شریور که ضربه روحی سختی را متحمل شده اند برای استراحت و فراموشی آن حادثه برای دوره ای به مرخصی میروند.آنها به خانه خود در شهر برازوسِ تگزاس برمیگردند و امیددارند که زندگی معمولی را در آینده در پیش گیرند.

براندون اما پی می برد که ارتش ایالات متحده در راستای سیاست پایان تلفات و ضرر به بازگشت وی به عراق نیاز دارد.اما او از این بدقولی و خیانت خشمگین شده و تصمیم به فرار از خدمت می گیرد.بنابراین راه سفر در پیش می گیرد و در مسیر با میشل (نامزد مایک)همراه می شود.

درست در این زمان است که این تصور به ذهنمان خطور می کند که فیلم اهداف و خط سیر خود را گم کرده  است اما این سفر جاده ای موقعیت های سینمایی و دراماتیک بیشماری را به وجود می آورد ولی استدلال ها و حوادث و پیش آمد های ناگواری که روی می دهد بسیار تحت اللفظی و مجازی است و در حقیقیت سفری به سوی ناکجاآباد است.

گذشته از این منطق داستان و انگیزه شخصیت ها به طور فزاینده ای سردرگم و مغشوش به نظر می رسند به طوری که نویسندگان می کوشند تا حرکت و البته شتاب ناهمگون فیلم را کنترل کنند.

و نهایتا اینکه؛در پایان فیلم علی رغم اینکه سرنوشت براندون نامشخص است و او باید یا همواره در حال فرار باشد و یا به جنگ برگردد اما پایان بندی به شکلی است که نتیجه گیری مشخصی نشده و درنتیجه عده از تماشاگران خوشحال و عده ای ناراحت سالن سینما را ترک می کنند.

نویسنده : امیرحسین یزدان پناه : ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم