نکاتی پیرامون سرمقاله اخیر اعتماد ملی؛

نکاتی پیرامون سرمقاله اخیر اعتماد ملی؛

 سرمقاله با چه هدفی؟

 

در حالی که تقریبا اکثریت قریب به اتفاق رسانه های غربی نمی توانند از تاثیرات مخرب سخنان رئیس جمهور بر ساختار حاکمیت جهان به راحتی بگذرند و پس از گذشت چند روز ازایراد سخنرانی وی در مجمع عمومی سازمان ملل هنوز بازتاب های آن کاملا مشهود است، متاسفانه در داخل کشور برخی بی خبران از وقایع عالم، با انتقاد از مواضع محکم جمهوری اسلامی ایران چشم خود را به روی حقایقی آشکار بسته اند.

 

                           

 

روزنامه اعتماد ملی بازهم براساس رویه ی پیشین خود که با همه چیز و همه کس مخالف است! روز پنجشنبه و در زمانی که بسیاری از رسانه های کشور اهم مطالب خود را به ارائه تحلیل هایی پیرامون روز جهانی قدس اختصاص داده بودند در سرمقاله خود با عنوان" سفر با چه هدفی" سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل را به باد انتقاد گرفته است.

در بخشی از این مطلب آمده است:" احمدی‌نژاد باید و شایسته بود که از مشکلا‌ت، معضلا‌ت و سوءتفاهم‌هایی که در مناسبات ایران و جامعه جهانی است سخن می‌راند. مهم‌ترین معضل امروز ایران موضوع پرونده هسته‌ای است. در داستان هسته‌ای، ایران مظلوم واقع شده و حقوق فنی و بین‌المللی آن نادیده گرفته شده است."

باید بگویم که آنچه سرمقاله نویس محترم روزنامه اعتماد ملی از آن به عنوان مهمترین معضل ایران نام می برد هم اکنون از بزرگترین دستاوردهای جوانان این مرزوبوم است تا آنجا که تبدیل به نقطه امید ملت ایران در عرصه های بین المللی شده است.

اما شما هم درست می گویید، ایران در بحث هسته ای مظلوم واقع شد! ولی نه در این زمان بلکه مظلومیت زمانی شامل حال پرونده ایران شد که دولت اصلاحات براساس تئوری "ترس و پاپیون!" در لوای تعلیق داوطلبانه  و پذیرفتن پروتکل الحاقی برای غرب و جاسوسانش فرش قرمز پهن کرد.

شما درست میگویید؛ در مناسبات ایران و جامعه جهانی!(بخوانید چند کشور استعمارگر) سوء تفاهم های بسیار زیادی وجود دارد اما نه در بحث هسته ای بلکه سوء تفاهم آنجایی است که همین جامعه جهانی که شما می گویید پس از پایان دوران دولت اصلاحات در اقرار جالب توجه از اینکه از 8 سال دوران اصلاحات  در ایران بیشتر استفاده نکرده اند! افسوس می خوردند.

سرمقاله نویس این روزنامه در ادامه نوشته است:" از سوی دیگر در 3 سال اخیر جناب رئیس‌جمهور پای سخنان روسای کشورهای اروپایی و آمریکایی می‌نشیند و با فروتنی به سخنانشان گوش می‌دهد اما به محض آنکه وی پشت تریبون می‌رود، بخشی از میهمانان از اجلا‌س خارج می‌شوند؛ مخصوصا روسای کشورهای غربی"

در رابطه با این چند خط این سئوال پیش می آید که مگر انتظاری غیر ازاین داشته اید.آیا انتظار دارید که رئیس جمهور اسلامی ایران مقتدرانه علیه شیوه ظالمانه حکامان خودخوانده جهان سخن بگوید و آنها استقبال کنند و کف بزنند؟!

در ثانی مگر اعتبار کشور به این است که وقتی رئیس جمهور سخنرانی می کند اسرائیل، آمریکا و دارودسته اشان برای ما هورابکشند؟! بگذارید آب پاکی را همینجا روی دستتان بریزم و بگویم این برای ما افتخاری است که آنها آنچنان از رویه دولت انقلابی دکتر احمدی نژاد ناراحت و نگران اند که نمی توانند خشم خود را پنهان کنند و جلسه را به نشانه اعتراض و در مقابل چشمان میلیون ها بیننده ترک می کنند.برادر یا خواهر عزیز، زمانی باید در رفتار خود  تغییر ایجاد کنیم که آنها برای ما کف بزنند و ما در میانه میدان رقص دلخواه آنان را انجام دهیم!

انتظار نداشته باشد با کشورهایی که همواره از موضع قدرت سخن میگویند و ایران را محور شرارت!؟ می خوانند از در گفتگوی تمدن های مطلوب اندیشه شما سخن بگوییم تا آنها هم در پاسخ تاریخ و فرهنگ طول و دراز ایران را به استهزاء بگیرند و گفتمان استعمارشان را به خورد ملت ما بدهند.

مصلحت اندیشی تا کی و بستن چشم برروی حقایق تا چند؟اگر قرار بود باب دل دولت های زورگو و خون ریز جهان سخن بگوییم که نیاز نبود انقلابی به آن بزرگی سامان دهیم!.دیگر نیاز نبود 8 سال با دست خالی و با اتکا بر الطاف خفییه الهی در برابر همه ظلم در جهان بیاستیم و هزاران جوان گلگون کفن را تقدیم انقلاب و آرمان هایمان کنیم.

باید بگویم؛ هنوز فراموش نمی کنیم زمانی را که سربازان مجعول الهویه آمریکایی به حرم های مطهر امامان معصوم(ع) در عراق تجاوز می کردند و دولت وقت ایران  تنها به ابراز نگرانی بسنده می کرد تا مبادا مبانی گفتگوی تمدن ها خدشه ای ببیند.

اگر همانطور که نوشته اید براستی معتقدید که: " مجمع]سازمان ملل[ فرصتی است تا نظرات ایران به صورت کارشناسی، عقلا‌نی و با زبان جهانی به مخاطبان منتقل شود"پس انتظار نداشته باشید رئیس جمهور کشورتان، ایران، با تاریخ و تمدنی کهن، سخنانی را بگوید که رژیم مجعول و غاصب صهیونیستی با تاریخ 60 ساله سراسر جنایت خود خوشش بیاید و هورا بکشد.

فراموش نکنیم این روحیه بزرگ امام روح الله را که در مقابل نماینده ابرقدرت شوروی مقتدرانه دست هایش را در پشت سرش گره کرد و وقتی فهمید آنها مفهوم حرف های وی را نفهمیده اند جلسه را ترک کرد.

جایگاه رئیس جمهور ایران جایگاه یک معلم اخلاق نیست اما معتقدیم که اسلام دین اخلاق و رحمت و عدالت است.تصور نمی کنم سخن گفتن از مبانی اخلاقی و سیاسی دین مبین اسلام که آخرین و کاملترین دین الهی است برای جهانیانی که غرق در فساد و ظلم و جور شده اند امری ناپسند باشد.

 

 

اگرهدف حرکت در مسیری باشد که دین مبین اسلام معین کرده است پس چه عیبی دارد که رئیس جمهور ایران در کسوت یک معلم اخلاق آموزه های دین سراسر رحمت اسلام را برای جهانیان برزبان جاری کند؟

برادر با خواهر من؛ در جهانی که به سرعت به سمت تحولاتی اساسی در مدیریت آن حرکت می کند بهتر نیست شما هم جایگاه بهتری برای خود پیدا کنید؟

 

 

 

گویا شما مسیر را گم کرده اید؛ فراموش نکنیم آرمان و هدف اصلی خود را که همانا آماده سازی جهان برای دورانی است که به زودی زود انشاءالله فراخواهد رسید و عدالت گستر جهان با ظهورش جهانی را از ظلم و جور نجات خواهد داد، گمان نمی کنم در آن دوران نیازی به کف زدن های سران آمریکا و همدستان جهانخوارش داشته باشیم.شما چطور؟

و سخن پایانی اینکه سرنوشت جهان به دست مستضعفانی خواهد بود که قرآن کریم از آنها به نام وارثین زمین نام می برد، به نظر شما این مستضعفان که قرآن کریم گفته است هم باید مطابق میل زورگویان حرف بزنند؟!

 

 

 

 

متن مقاله در روزنامه اعتماد ملی: http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=67671

 

 

نویسنده : امیرحسین یزدان پناه : ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم