قصه و غمهاش بی شماره

التماس دعا

سلام

 

عمه سادات بی قراره ، قصه و غمهاش بی شماره ، تموم غصش غم یاره ، تنها امیدش بی پناهه ، روزهای سختی توی راهه ، رو خاک سوزان پا میزاره   ...

دلیلش رو نمی‌دونم اما بازم یه مدت می‌شه که این شعر خیلی ورد زبونم شده.یه جورایی هوای عصر عاشورای 61 تو فکرم نشسته.نمیدونم چرا...

اونایی که گوش نکردن حتما دانلودش کنن از اینجا

 

/ 1 نظر / 30 بازدید
مسافر

این چند روزه رو امام رضا ما رو طلبیده بود و اومده بودیم مشهد! اگه زودتر از اینا نیمدیم دلیلش سفر بود!! عیدتون مبارک![گل][گل] هرچند دیر شده