سینمایی که به تعهد خود عمل نکرد

سلام

فکر نمیکردم دیگه این ذهن بتونه چیزی رو تولید کنه

اما خدا رو شکر ٢-٣ روزه دوباره تونستم و ذهنم و جمع و جور کنم.دلیلش هم باشه واسه بعد.فعلا نظر را فراموش نکنید.

--------------------------------------------------------------

سینمایی که به تعهد خود عمل نکرد

امیرحسین یزدان پناه

روز گذشته مصادف بود با سالروز شهادت "شهید سید مرتضی آوینی"شهیدی که در فکه کاری ناتمام داشت کاری که هیچ‌کس جز خودش لیاقت دیدن پایانش را نداشت. اما اگر" سید مرتضی آوینی" را تنها سازنده برنامه‌های روایت فتح بدانیم بسیاری از داشته‌های تئوریک در حوزه سینمای متعهد را نادیده گرفته‌ایم. داشته‌هایی که وی در شرایطی آن‌ها را بیان می‌کرد که حتی اشاره مختصر به آن با همجه‌های متعددی رو به رو می‌شد. با این وجود آقا مرتضی آن‌ها را گفت . همه شان را گفت. اما با گذشت دو دهه از روزگار "شهید سید مرتضی آوینی"آیا سینما به تعهد خود درباره انقلاب اسلامی عمل کرده است؟ تاکنون چند فیلم بر پرده سینماهای ما نقش بسته است که در ظلمات سالن نمایش، فریم به فریم آن آرمان‌های انقلاب اسلامی را بیان کرده باشد؟پاسخ به این سئوالات اگر نگوییم راحت است باید بپذریم که چندان هم سخت نیست. اگرچه نمی توان ادعا کرد هیچ آثاری نداشته ایم که در آن از مفاهیم انقلاب اسلامی خبری نباشد یا به این آرمان ها نپرداخته باشد، اما بیایید انصاف بدهیم چندان هم سخت نیست انتخاب آثاری از سینمای ایران در 32 سال  گذشته، که در میان مفاهیم آن بتوان ردی از بزرگ‌ترین انقلاب قرن بیست و یک را هم یافت. تا جایی که اگر ذهن یاری می‌کرد به راحتی می‌شد تعداد اندک این آثار را در همین مجال لیست کرد. به راستی چرا این اتفاق افتاده است؟

توقع از سینما

قبل از ادامه بحث اجازه بدهید به این موضوع مهم اشاره کنیم که اصولا آیا انقلاب اسلامی حقی بر گردن سینما دارد؟ آیا این توقع که سینما باید دین خود را به انقلاب اسلامی ادا کند، توقع به جایی است یا نا به جا؟

مقام معظم رهبری در دیدار دیدار وزیر، معاونین و مدیران کل وزارت ارشاد اسلامی در سال 1371 درباره این توقع فرموده‌اند: " جامعه هنری ما، باید در تبیین ابعاد این حقیقت باعظمت، با پدید آوردن کارهای هنری ارزشمند در همه زمینه‌ها به‌ویژه هنر سینما که گویای ابعاد عظیم این انقلاب باشد، دین خود را به دین انقلاب ادا کند." بر همین اساس است که باید دست اندرکاران این حوزه پاسخ دهند که تاکنون در این باره چه کرده‌اند.

اجازه بدهید این سئوالات را به شکل دیگری مطرح کنیم. تاکنون که بیش از 32 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد،‌ دست کم باید 2 نسل در سینمای انقلاب رشد می‌یافت. دو نسل که هم و غم‌شان در آثاری که تولید می‌کنند صدور انقلاب اسلامی آن‌هم با زبان سینما باشد. زبانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی آن را این‌گونه توصیف می‌کنند: "هنر سینما،... بلاشک یک هنر برتر است؛ یک روایتگر کاملاً مسلط ـ که هیچ روایتگری تا کنون در بین این شیوه‌های هنریِ روایت یک واقعیت و یک حقیقت، تا امروز به این کارآمدی نیامده ـ و یک هنر پیچیده و پیشرفته و متعالی- دیدار کارگردانان سینما ، 1385."

چه کرده‌ایم؟

باید اقرار کنیم که اگر هیچ تعریف دیگری هم برای سینما نداشتیم همین یک تعریف و نیز آن توقع که معظم له بیان کرده‌اند، خود به تنهایی نقشه راهی برای سینما محسوب می‌شوند. با این وجود آیا برای این پرسش که تاکنون چند سینما گر برای سینمای انقلاب تربیت شده است،‌پاسخی داریم؟ آیا به جز چند نام که آن‌ها هم با توجه به درونیات خود و نیز به برکت دوران دفاع مقدس  گام در حوزه سینمای انقلاب گذاشته بودند، می‌توان نام‌های دیگری را هم بیان کرد؟ در دهه 80 شمسی که 20 روز از پایان آن می‌گذرد  چند سینما گر در سینمای انقلاب سر برافراشته اند؟

پاسخ به این سئوالات البته برخلاف سئوالات ابتدایی خیلی راحت است. با جرات می‌توان گفت نه تنها در طول دهه گذشته بلکه سه دهه‌ای که از پیروزی انقلاب می‌گذرد، هیچ نام دیگری به همان معدود نام‌هایی که همه ما می شناسیمشان اضافه نشده است. هرچند نباید فراموش کنیم عمده این افراد هم حوزه کاریشان سینمای دفاع مقدس بوده است و نه سرشاخه اصلی آن، یعنی انقلاب اسلامی.

مسئولیت سینماگران

توقع از سینما را در حقیقت باید از بدنه انسانی آن داشت. جایی که سال‌های متمادی افراد گوناگون اگرچه با عقاید مختلف اما در قالب نام دولت‌های جمهوری اسلامی بر مسند مدیریت سینما تکیه زده‌اند ولی به گواهی آثار بی شماری از سینمایی -که برخی نام ابتذال را به آن می‌دهند- باید ادعا کنیم که در این سال‌ها ریل گذاری صحیحی برای سینمای ایران انجام نشده است. به بیان دیگری باید اذعان کرد که اگر تک آثار سینمایی که بر پایه اعتقادات دینی ساخته شده اند را فاکتور بگیریم، چنته سینمای ایران در سی سال گذشته از آثاری که بتوان عنوان انقلابی را به آن‌ها داد، خالی است. آن هم در شرایطی که رهبری نظام در مطالبه ای از سینما گران فرموده اند: " اهمیت فراوان این هنر، و کارآمدی و تأثیرگذاری عمیق آن، مسئولیت سینماگران و تمامی دستگاه‌ها و رده‌های مدیریتی مؤثر دراین هنر را کاملاً سنگین می‌کند- دیدار کارگردانان سینما ، 1385."

به دلیل بروز چنین ناراسایی‌هاییست که امروز باید گفت حرکت کلی سینمایی که باید به طور مستقل در جهت تعمیق بخشیدن به ارزش‌های دینی و انقلابی به کار گرفته می‌شد  راهی دیگر را پیموده است. راهی که البته براساس همان ریل گذاری‌های غلطی طی شده که دهه‌هاست درسینمای ایران وجود داشته است.  دست یافتن به چنین نتیجه‌ای چندان کار سختی به نظر نمی‌رسد. کافیست در میان آثار سینمای ایران به دنبال فیلم‌هایی گشت که در آن‌ها بتوان توجه افکار عمومی و مردم جهان به موضوع ظهور، هدایتگری و آگاهی بخش به جامعه، آرمانگرایی و حق‌گرایی را یافت. سینمایی استکبار ستیز و کفرستیز که در آن ابتذال و خشونت راه ندارد. سینمایی که در جهت صدور انقلاب اسلامی گام بر می‌دارد و در آن به جشنواره‌های خارجی با شک و تردید نگریسته می‌شود. اگر این سینما را یافیتم یعنی ریل سینمای ایران بالاخره در مسیر صحیح خود قرار گرفته است و به سینما به تعهد خود دربرابر انقلاب عمل کرده است.

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود زارعیان

با عرض سلام و ادب و تسلیت ایام فاطمیه س با "موافقان و مخالفان اخراجیها بدانند" به روزم علی یارتان

بیداری اسلامی

سلام لبیک با خامنه ای اعلام حضور و دعوت گروه عهد مبنی بر حضور در ورزشگاه آزادی(بازی پرسپولیس_الاتحاد عربستان) با احتزاز پرچم کشورهای بحرین، یمن، لیبی و… در همراهی با قیام مردمی منطقه. http://adlodad.blogfa.com/post-44.aspx در صورت صلاحدید لطفا در وبلاگ خود از این اقدام حمایت و اعلام حضور نمایید. یا حق

ترنم

سلام عکس شهید آوینی کجاست؟؟؟ تم قبلی بهتر بود

شریعه

سینمای ما به کجا می رود ؟ هنرمندان ما چه ؟ ما تا کی قرار است سکوت کنیم ؟ واقعاً خط قرمزهائى هست كه بايد رعايت شود. يك جاهائى عبور از برخى از خطوط قرمز اخلاقى در بعضى از فيلم ها و سريال ها لزومى ندارد. بعضى از ارتباطات عشقى دختر و پسر كه توى فيلم ها منعكس ميشود، بد است، بدآموز است. … اما اينكه شما نوع برخورد يك زن و مرد را، يك عشق غلط را - اين عشق هاى مثلث و مربع را - توى فيلم بياوريد، اين مضر است؛ اين را كاريش نمي شود كرد. كارى كنيم كه اينها توى فيلم ها نيايد. به روزیم با به کجامیرویم

شریعه

سینمای ما به کجا می رود ؟ هنرمندان ما چه ؟ ما تا کی قرار است سکوت کنیم ؟ واقعاً خط قرمزهائى هست كه بايد رعايت شود. يك جاهائى عبور از برخى از خطوط قرمز اخلاقى در بعضى از فيلم ها و سريال ها لزومى ندارد. بعضى از ارتباطات عشقى دختر و پسر كه توى فيلم ها منعكس ميشود، بد است، بدآموز است. … اما اينكه شما نوع برخورد يك زن و مرد را، يك عشق غلط را - اين عشق هاى مثلث و مربع را - توى فيلم بياوريد، اين مضر است؛ اين را كاريش نمي شود كرد. كارى كنيم كه اينها توى فيلم ها نيايد. به روزیم با به کجامیرویم

سما

سلام ممنون از حضورتون آرمان ها ،اندیشه ها،هدف های خیلی از سینماگران کشورمون از انقلاب اسلامی دور شده بهتره بگیم همراه با پیشرفت تکنولوژی سینما و بروز شدن اون وتاثیرفراوان سینمای غرب بر کشورهای جهان سوم مثل کشور خودمون متاسفانه دغدغه های فیلمسازان هم خیلی تغییرکرده اوقعا ما چند هنرمند و فیلمساز متعهد میشناسیم که هنوز برسر اصول و اعتقادات انقلابی خودش ایستاده باشن اگر هم مثلا کارگردان یا تهیه کننده ای بخوادبر اساس همون آرمان های متعالی انقلاب فیلم بسازه مورد حمله ی خیلی از روشنفکر نماهای سینما قرار خواهد گرفت تا جایی که به جای نقد منصفانه ممکنه اون فرد و فیلمنامش رو یه غیرحرفه ای، غیر هنری بودن و ....متهم کنند البته به نظر من انسان برای بیان اعتقاداتی که اطمینان داره بر حق اند باید مبارزه کنه... جای سید مرتضی آوینی خالیست ...[گل]

سما

سلام آیدیتون رو بی اجازه اد کرم و وبلاگتون رو هم بی اجازه لینک میکنم[لبخند]Arta_1367 یا علی

سه نقطه

حیف این حرفا که با دستای تو نوشته میشه خیلی حال به هم زنی سیریش

سه نقطه

برو بمیر شر

اشجع

با سلام به درخواست يكي از دوستان يك مطلب براي جشنواره نشريات دانشجويي آماده كردم كه هر چند وقت یکبار یک قسمت از آن را میگذارم در وبلاگ نیم نظر انشاالله که برای دوستان مفيد باشد. پیشنهادات پیش رو نه از این باب است که نویسنده همه ی آنها را رعایت کرده بلکه تجربیاتی است که در زمان تولید نشریات دانشجویی با آن در ارتباط بوده و کاملا از نزدیک حس کرده. استفاده از آنها و ایده های نوی دیگر باعث پر بار تر شدن نشریات و پر مخاطب تر شدن آنها می شود که البته هردو برای ارتقای سطح تأثیرگذاری روی مخاطب ضروری است. علیکم بالگرافیک! از همه به نظر محتاج ترم