به بهانه پخش زودیاک از صد فیلم

دلهره به سبک فینچر

 

امیرحسین یزدان پناه

 

جمعه شب و در قالب برنامه صد فیلم یکی از جدیدترین ساخته های هالیوود به نام " زودیاک"(ZODIAC) به نمایش درآمد. زودیاک به کارگردانی دیوید فینچرو محصول سال 2007 است.

 

داستان فیلم:

 

فیلمنامه " زودیاک" را جیمزواندربیلت بر اساس کتابی به قلم رابرت گری اسمیت نوشته است. این فیلم بر اساس اتفاقاتی واقعی ساخته شده و روایتی از " زودیاک" قاتل قتل های زنجیره ای است که اولین آنها در 4 جولای 1969 اتفاق می افتد و از آن پس چندین و چند قتل دیگر رخ می دهد. قاتل پس از دوره ای چند ماهه شروع به نوشتن نامه های رمزدار می کند و با ارسال آنها به روزنامه های محلی خواستار چاپ نامه هایش می شود و تهدید می کند که اگر این کار صورت نگیرد چند نفر را خواهد کشت.
رابرت گری اسمیت شخصیت اصلی داستان و کاریکاتوریست، موفق می شود تا معمای فیلم را حل کرده و قاتل راشناسایی کند اما قاتل هیچگاه دستگیر نمی شود .

 

درباره کارگردان:

 

دیوید فینچر اولین فیلم خود را به نام "بیگانه" در سال 1992 ساخت و از آن پس توانست نام خود را به عنوان فیلم سازی توانمند جا بیاندازد. دیگر فیلم های او عبارتند از: هفت 1995، بازی 1997، باشگاه مشت زنی 1999، اتاق وحشت 2002 و زودیاک 2007. فینچر خود را متاثر از آلفرد هیچکاک و استنلی کوبریک می داند دو کارگردان که نامشان با دلهره و ترس عجین شده است. فینچر در " هفت" (SE7EN) قدرت وتسلط خود در به تصویر کشیدن دلهره را به نمایش می گذارد هرچند اتاق امن( Panic Room- 2002)ضعیف تر ساخته شد. راجر اِبرت - منتقد امریکایی - می گوید:" انتظار داشتم که " زودیاک" فیلمی با صحنه های وحشت آور و خون آلود باشد اما توجه دیوید به لایه های زیرین وقایع اتفاق داده باعث شد تا فیلم از این حیطه فاصله بگیرد".

 

 درباره فیلم:

 

" زودیاک" از آن دست فیلم هایی است که قابلیت تبدیل شدن به تریلری وحشت انگیز و ترسناک را بالقوه دارد.فیلم به شکلی کاملاً غیرمتعارف( به دور از ساختار فیلم های مشابه) از صحنه های اکشن ودرام دلهره آور و پیچیده ای استفاده نمی کند حتی از قهرمان سازی، شخصیت پردازی و صحنه های پلیسی نیز در آن خبری نیست.

 

 دراینجا بد نیست به این نکته اشاره شود که قاتل سریالی، قاتلی است که قتل هایی را به شکل یکسان و مشابه انجام می دهد. دراین میان برخی از قاتل ها با گذاشتن نشانه هایی می خواهند که شناسایی شوند تا حرف خودشان را بزنند مانند قاتلی که در فیلم " هفت" دست به قتل عام می زد. زودیاک از بین قتل های دوتایی که انجام می دهد یک نفر را عمداً زنده نگه می دارد و این یعنی اینکه قاتل می خواهد حرف بزند ولی هیچکس به این امر پی نمی برد تا اینکه گری اسمیت جوان که یک کاریکاتوریست است به حقیقت دست می یابد.

 

پاسخ به اینکه چرا یک کاریکاتوریست موفق به حل معما می شود؟ مقدمه ای طولانی می خواهد که از حوصله این مجال خارج است اما مختصراً اینکه بسیاری از متفکران پست مدرنیزم عقیده دارند که زبان کارآیی خود را برای انتقال مفاهیم از دست داده و در این دوره (پسامدرن) زبان باید از بن و ریشه دچار تغییر و تحول شود به همین دلیل است که یک روزنامه نگار که با اَشکال و طرح های مختلف به بیان مفاهیم می پردازد کلید معما را می یابد.

 

و نکته آخر پیرامون این فیلم اینکه: نیمه نخست فیلم بسیار کند و بعضاً زجر آور به نظر می رسد اما هر چه به انتها نزدیک می شویم بر تعلیق روایت افزوده می شود و به مانند نقاشی ای سه بعدی می ماند که هر چه بیشتر در آن عمیق شویم بیشتر به تصویر واقعی نزدیک می شویم.

/ 1 نظر / 14 بازدید
مهدی.د

سلام اخوی زودياک رو قبلن از همين شبکه سه ديده بودم. البته با کارهای قبلی فينچر بسيار متفاوت بود. تعليق در فيلم های فينچر به راستی منحصر به فرد است. چنان چه در «بازي» بارها و بارها مشهود است. با پيشينه ای که ازش داشتم مدام دنبال کسانی به عنوان قاتل بودم که اصلا به چشم نمی آمدند اما در انتها که بدون يافتن قاتل فيلم تمام شد باز هم از اين کارگردان رودست ديگری خوردم. اما باهات موافق نيستم که بالاخره قاتل پيدا ميشه و کاريکاتوريسته ميتونه پيداش کنه. به هر حال اميدوارم درباره ی اينکه چرا کاريکاتوريس ميشه نقشه اول بنويسی. راستی مگه آسمان وانيلی واسه فينچر نيست؟